السيد محمد حسين الطهراني
277
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
« اى علىّ ! چون يافتى كه مردم به سوى خالقشان به إعمال انواع كارهاى نيكو و پسنديده و خيرات و مبرّات تقرّب ميجويند ، تو با عقلت تقرّب بجو ، تا از همه آنها سبقت گيرى و جلو بيفتى ! » شخص حكيم و واقعگرا ، عقل و يقين را به فرضيّههاى غير برهانى نمى فروشد بارى چون ميبينيم كه دين قويم اسلام بر اساس عقل است ، و آيات قرآنيّه ما را دعوت به عقل مىكند ، و اين احاديث قويّه از رسول خدا و اولاد والاتبارشان در دعوت به عقل آمده است ، و عقل قبل از شرع حجّيّت دارد ، و يكى از دو حجّت و برهان راستين الهى است ، و اين عقل ما را دعوت به علم و يقين مىكند ، و قرآن كريم ما را از روش ظنّى و منهاج هر گونه پندارى كه به قطع و يقين منتهى نشود منع مىكند ؛ چگونه ما ميتوانيم فرضيّهاى را كه اساس علمى ندارد و بر اصل برهان و يقين شالوده ريزى نشده ، و حجّت يقينى و شهود وجدانى بر آن تعلّق نگرفته است ، بدان تمسّك جسته ، و با آن از ظاهر كلام الهى و كتاب آسمانى رفع يد كنيم ؟ ! حكيم و دانشمند در برابر اين پندارها ، و لابراتوارها ، و چيدن چندين